تبليغاتX
خط خطی های یک روح
ببر با خود مرا به سرزمین صورتی رنگ پری های فراموشی
ببر مرا با خود به سرزمین صورتی رنگ پری های فراموشی
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/29ساعت 20:40 توسط امین.پ |

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/29ساعت 4:58 توسط امین.پ |

نامه ای از فروغ فرخزاد به پرویز شاپور

این یکی از نامه هایه که فروغ به عشق سالهای جوانیش پرویز شاپور نوشته.

متاسفانه بعد ازدواج کارشون به جدایی میکشه.ولی بازم فروغ که ابروی دخترها رو

خرید و ثابت کرد همشون پولکی نیستند.

پرويز محبوبم مي داني چرا مجبور شدم دو مرتبه اين نامه را براي تو بنويسم چون قهر ظهر يك ساعت تمام وقت خواب مامانم را گرفته ام و با او صحبت كرده ام و مي خواهم بگويم كه نتيجه كاملا رضايت بخش است آن نامه را من صبح نوشتم و اين را عصر مي نويسم و ان شائ الله فردا صبح هر دو را به پست مي اندازم ولي بين نامه ي صبح و عصر من تا اندازه اي اختلاف است زيرا صبح اميدوار نبودم ولي حالا كه عصر است كاملا اميدوارم كه مي توانم تو را داشته باشم .
پرويزم من با مامانم راجع به تو خيلي صحبت كردم و حالا مي خواهم بگويم كه مامان با من و تو تا اندازه اي هم عقيده شده است دلايل مخالفت تو را با شرط ها و با مقدار مهر شرح دادم و او را كاملا متقاعد كرده ام فقط چيزي كه مانده همين موضوع برگزاري مجلس عقد است بگذار براي تو حساب كنم تا ببيني چه قدر بايد خرج كني و به چه قدر پول احتياج داري پرويز من لباس عروسيم را مي خواهم خودم بدوزم به اين دليل كه خياط ها اولا نمي توانند آن طور كه من ميل دارم لباسم را از آب دربياورند و ديگر اين كه پولي را كه مي خواهيم به خياط بدهيم و مسلما 100 تا 200 تومان مي شود توي صندوق پس انداز مي گذاريم و يا بع مصرف چيزهاي ضروري تر مي رسانيم پس قيمت لباس فكر نمي كنم از 100 تومان بيشتر بشود 200 تا 250 تومان هم خرج مجلس عقد يعني ميوه و شيريني و از اين حرف ها ( البته اگر زياد باش تو بايد به من تذكر بدهي و من در اينجا ميل تو را رعايت مي كنم ) و ديگر 100 تا 150 تومان هم خرج هاي متفرقه كه اتفاقي پيش مي آيد پس روي هم مي شود حداكثر 500 تومان ه من برايت همان روز اول معين كردم و حداقل 400 تومان و حالا پرويزم تو بايد اين مقدار را تهيه كني اگر هم نمي تواني بگو تا يك قدري تجديد نظر بكنم و چيزهاي تقريبا غير ضروري را كنار بگذارم تا مطابث ميل تو بشود عقيده ان را در اين باره برايم بنويس راستي مي خواهم بگويم كه پدرم امروز يا فردا حتما مي آيد من اين موضوع را صبح نمي دانستم ولي مامانم به من گفت تو نامه اي را كه مي خواهي براي او بنويسي بنويس و بده به خود من و من به موقع به پدرم مي رسانم و ضمنا مامانم هم قول داده است كه به محض آمدن او صحبت تو را پيش بكشد و هر طور شده رضايتش را جلب كند مطمئنم كه راضي است اما پروزي مضمون نامه ي تو بايد طوري باشد تقريبا صورت اجازه براي عقد كردن باشد مثلا بنويسي چون من از لحاظ مادي آمادگي دارم و به علاوه وضع اخير برايم غير قابل تحمل است خواهش مي كنم اجازه دهيد زودتر اين كار خاتمه پيدا كند و اين را هم بنويس كه اگر فعلا من از لحاظ سني هنوز آماده نيستم تو حاضري اين مانع را رفع كني و بعد وقت هم بخواه ، مي خواهم يك طوري باشد كه او ديگر فرصت ايراد گرفتن نداشته باشد فكر مي كنم وضع ما حالا ديگر كاملا روشن شده باشد امشب دعا خواهم كرد و آن قدر از خدا موفقيت تو را در اين امر خواستار مي شوم كه خدا دلش به حال من بسوزد و بيشتر از اين در انتظارم باقي نگذارد تو هم دعا كن به خدا خيلي خوب است من كه هميشه از خدا كمك مي خواهم تو هم همين طور باش مي دانم كه موفق خواهي شد .
خداحافظ تو
فروغ

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/29ساعت 3:11 توسط امین.پ |

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/29ساعت 2:56 توسط امین.پ |

خاطرات
از کوچه های خاطرم امشب عبور می کنم

این خاطرات کهنه را با تو مرور می کنم

از عشق بی حاصل تو من بارها شکسته ام

از فکر ترک عشق تو حس غرور میکنم

از پشت پرده های تار امشب دوباره دیدمت

چون هر زمان از دیدنت حس سرور میکنم

این دلبری و عشوه را تو از کجا اورده ای

در هر کجا که دیدمت میل حضور میکنم

در دل زخم خورده ام تو سالهاست مرده ای

اما باذن چشم تو از نو ظهور میکنم

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/29ساعت 2:40 توسط امین.پ |