اگه دستاتو بدی من با تو تا همیشه خوبه
گرمی مرداد دستی که مث داغ جنوبه
دل بکن از این هیاهو بیا تا سکوت ـ با من
بین ما واژه نگاهه از دل تو تا دل من
گرهء گیسوتو وا کن خرمن شبو رها کن
روبروی من بشین و بیصدا منو صدا کن
دعتوم کن به یه خلسه،یه نگاه عاشقونه
گم شدن توی حریم ـ خلوت این آشیونه
دعوتم کن به یه جشنی که شلوغه از تو و من
بین ما یه عالمه حرف مونده واسهء نگفتن
میتونم با هر اشارت همه حرفاتو بخونم
نه نگو بذار ببینم بلکه از چشات بتونم
بشنوم زندگی هیچه پیش دل دل یه عاشق
حاضری واسه بریدن،پرزدن تا صبح صادق
به تو پرگشوده بودم،من خسته و شکسته
تو و سردی نگاهت،منو این درای بسته
به تو گفتم از نیازم،واسم از قفس سرودی
که نیاز من پریدن،شوق پر زدن تو بودی
هر چه از دلم بریدی به تو دل دوباره بستم
پشت پا زدی به قلبم ولی از پا ننشستم
توی ابتدای هم تموم شدیم
قصه مون تازه داره شروع میشه
گریه ها کجا به آخر میرسن؟
کی غروب عشقمون طلوع میشه؟
همیشه نگاه تو برای من
فرصت طلاییه عاشق شدن
یه نگاه از تو برای من بسه
واسه اون دیوونه ء سابق شدن
اگه یک روز توی خوابم که شده
دست من بگیره دستای تورو
همه ء وجود من میشه یه گوش
که فقط بشنوه حرفای تورو
دل من هواتو کرده گل من
نازنین شوقتو از دلم نگیر
سهم من از تو فقط جداییه
بیا سهم عشقتو ازم بگیر