تبليغاتX
خط خطی های یک روح
باد پاییزی
میون عطر عود و باد پاییز
تمام عالم از چشم من افتاد
همونجایی که دیدم از نگاهش
چشات خندیدن و لپت گل افتاد


من حتی گریه کردم مهربون شی
نبرد قطره و سنگ بی اثر بود
نفهمیدم که چند ساله تو رفتی
تمام حسم از نو در خطر بود


میشه با چی جای خالیتو پر کرد؟
چیه چیزی که همسنگه تو باشه؟
غمت داشت جونمو میبرد که دیشب
خیال تو نذاشت روحم جدا شه


من از این فصل بیزارم که دائم
برام چیزی  جز  اندوهت نداره
میخوام راحت شم از دیونگیهام
اگه  این باد  پاییزی  بذاره

+ نوشته شده در جمعه 1387/09/01ساعت 18:24 توسط امین.پ |