من حتی گریه کردم مهربون شی
نبرد قطره و سنگ بی اثر بود
نفهمیدم که چند ساله تو رفتی
تمام حسم از نو در خطر بود
میشه با چی جای خالیتو پر کرد؟
چیه چیزی که همسنگه تو باشه؟
غمت داشت جونمو میبرد که دیشب
خیال تو نذاشت روحم جدا شه
من از این فصل بیزارم که دائم
برام چیزی جز اندوهت نداره
میخوام راحت شم از دیونگیهام
اگه این باد پاییزی بذاره