تبليغاتX
خط خطی های یک روح
اندر احوالات من در عید و تاریخچه غم

هر چند عاشق بهارم ولی عید را دوست ندارم،این تعطیلات حسابی ادم را از روال عادی کارش میاندازد،من برای این شادیهای ملی ساخته نشده ام،برای من جذابیتی ندارد،هیچ...
 نوروزتان پیروز
نمیدانم چرا ولی حس غم در من درونی تر هست تا شادی،آهنگ غمگین را بیشتر دوست دارم،ترانه ای که غمی را منتقل کند به ذائقه ام میشیند،فیلمی که غصه ای داشته باشد مهمتر بنظر میرسد،آدم ناراحتی که در خودش فرو رفته،شانه هایش را بالا داده و سرش را میان گودی آنها پنهان کرد و با اخم خیره خیره زمین را نگاه میکند و در سکوت شب سیگار بر لب قدم میزند،اصیلتر،عمیقتر و انسانی تر از آنیست که شاد و بذله گو است،از آنکه نمیترسد از خنده،از اویی که دنیایش مثل دنیای دیگران سیاه و سفید نیست...جدیش نمیگیریم...
خیلیها اینجورند....به نظرم میاید ما ایرانیها یک بیماری تاریخی داریم،غم و غصه را دوست داریم....
عکسهایمان را ببینید همه جدی همه عبوس،خیلی به خودمان زحمت بدهیم لبخندی روی لب نشاندیم که تصنعی بودنش از توی عکس هم پیداست...
انگار هیچکی از ته دل نمیخندد...
حتما برای همین است که اگر ترانه ای هم از من میخوانید غمگین است...
من ادعایی در زمینهء ترانه ندارم فقط چون از اینکار لذت میبرم انجامش میدهم پس کارهای من میتواند اشکال داشته باشد اما خیلی لذت میبرم کسانی که واقعا در زمینه شعر و ترانه صاحب نظرند نقد کنند کارهایم را و بجز نظر شخصی که مثلا قشنگ بود یا نبود یا هر چیز دیگر عیب و ایراد کار را بگیرند دیگران هم لطفا بگویند ترانه خوشایند بود یا نبود یا کجای کار را دوست داشتند این نوع نظرات هم برای من خیلی مهم است که بدانم چقدر کار خوب بود....

 "بم"

تو این خوشحالیه کم رو گرفتی
تمام واژهء غم رو گرفتی
بنای قلبم از دست تو لرزید
تو از بم معنیه بم رو گرفتی

میون خالی چشمای تیرم
میخواستم رنگ چشماتو بگیرم
بهم از عاشقی هشدار میدی 
بذار هشدارتو جدی نگیرم

حقیقت داره من دستام رو شد
از اون روزی که قلبم زیرو رو شد
تمام غصه های عالم انگار
از اون چشم تو با من روبرو شد

تو این احساس حسرت رو نداری
تو هرچیزی بخوای خوبش رو داری
نمیشه از میون کل دنیا
فقط قلبت رو سهم من بذاری؟

نگو رویای این عاشق سرابه
تمام نقشه هام نقش بر آبه
آره میفهممت گفتن نداره
نگو میفهممت، حالم خرابه

تو این خوشحالیه کم رو گرفتی
تمام واژهء غم رو گرفتی
بنای قلبم از دست تو لرزید
تو از بم معنیه بم رو گرفتی


یه شب تنها نشستم باد بردم
خودم رو دست اندوهت سپردم
میخواستم از دل تنگم جدا شی
جز عشقت اسمم ام از یاد بردم

تذکر:راستش این ترانه بی هیچ فکری آمد سراغم و من فقط کلمات را مینوشتم...هیچ تغییری در کار ندادم و هیچ روتوشی نکردم.قوافی "بگیرم /نگیرم"یا "داری /نداری" مشکل دارند و من هم با علم به این موضوع ترجیح دادم تغییری در انها ندم چون حس این دو بند:
تو این احساس حسرت رو نداری
تو هرچیزی بخوای خوبش رو داری...

...بهم از عاشقی هشدار میدی 
بذار هشدارتو جدی نگیرم

را خیلی دوست داشتم و بعد هم هر چه فکر کردم دلم نیامد تغییرشان بدهم تنها تغییری که در آخر کار لحاظ شد جایگزینی بند آخر بود که بنظرم بکار لطمه میزد...نمیدانم شاید اشتباه میکنم ولی به نظرم میاید حس کار خیلی مهمتر از قواعد فنی کار است.نمیدانم شاید هم اشتباه میکنم...
ولی ممنون از دقت نظرتان

 

اطلاعیه۱:
آقای مهدی موسوی عزیز از من خواستند اطلاعیه فستیوال ترانه سرایان را در وبلاگ بذارم عین متنی که در وبلاگ ایشان هست را در اینجا میگذارم:

شاید مهمترین اتفاقی که در راه است و سالها منتظرش بودم برگزاری فستیوال بزرگ ترانه سرایان است که با همکاری مدیریت محترم سایت پرشین بلاگ و هفته نامه ی چلچراغ در صدد برپایی آن هستیم ، از این طریق از تمام دوستان و علاقه مندان در حوزه ی ترانه دعوت میکنم تا در این جنبش بزرگ یاریمان کنند .

اطلاعات تکمیلی فستیوال "ترانه های سرزمین مادری" را در اینجا بخوانید

اطلاعیه ۲:
آقای علی کمارجی و عده ای دیگر از دوستان برای پیوند دادن تمام جامعه ترانه سرایان یک وبلاگ گروهی براه انداخته اند .برای اطلاعات بیشتر میتوانید به وبلاگ آقای کمارجی مراجعه نمایید.


+ نوشته شده در دوشنبه 1388/01/03ساعت 3:17 توسط امین.پ |