برای اویی که امشب به سادگی اش خندیدم،اما در دل گریستم:
نه،تو پدر سوخته نیستی،نمیتوانی باشی...
تو که با یک لبخند عاشق میشوی و با یک دروغ اشک میریزی.
یائسگی ات هم بوی حماقت خواهد داد.
توله هایی که در دامنت پرورش میدهی،مثل خودت میشوند:
زشت،افسرده و صد البته احمق.
..........................................................................................................................................
پ.ن:پرشین بلاگ در دست تعمیر(تعطیل؟)قرار داره و اغلب لینکهای وبلاگ من هم از پرشین بلاگیها هستند...چه باید کرد؟