تبليغاتX
خط خطی های یک روح
فرشته
شاید الان که محرم است و غم از درو دیوار رویمان پمپاژ میشود و بازار خرافه داغ داغ است خواندن این ترانه خالی از لطف نباشد.
هر کس نظری دارد مخالف نظر من در این ترانه ایده اش محترم اما دوست تر دارم از لحاظ ادبی به کار نگاه شود نه ایدئولوژیک.
سپاس از نظرهای موثرتان: 

 

"فرشته"

ما میخواستیم شب و ویرونه کنیم
دیو قصه ها رو دیوونه کنیم


ما میخواستیم که آدم فرشته شه
توی تاریخ اسممون نوشته شه


یه بیابون که پر از خار و خسه
ما میخواستیم که به جنگل برسه


نمیخواستیم تو زمین گیر کنیم
آیه های مرگ و تفسیر کنیم


اگه در وا نشد و پنجره هم
وا شده تو دشت دلمردهء غم


اگه باز عقربه ها عقب کشید
پردهء عزتمون  اگه  درید


اگه شب مرد و دوباره جون گرفت
دیو اومد کشت و دوباره خون گرفت


شاید از پشت حصارا یه نفر
دشمن جنگل و وارث تبر


آخرین سوار شب که زنده بود
رو درختا اسم شب رو کنده بود


ما میخواستیم شب و ویرونه کنیم
دیو قصه ها رو دیوونه کنیم

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/10/18ساعت 13:48 توسط امین.پ |